<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اسطوره و افسانه های باستان</title>
	<atom:link href="http://myth.tarikhema.ir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://myth.tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Sep 2010 19:20:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>ریشهً سومری و ایرانی نام ایران</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-834/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%d9%8b-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-834/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%d9%8b-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 19:20:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جواد مفرد کهلان</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[معنی اسامی تاریخی و جغرافیایی]]></category>
		<category><![CDATA[آریا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتین]]></category>
		<category><![CDATA[افرازهاروذ]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانویج]]></category>
		<category><![CDATA[پارس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=834</guid>
		<description><![CDATA[ریشهً سومری و ایرانی نام ایران دوستمان غیاث آبادی مطلبی را در باب جستجوی منشأ سومری نام ایران آورده اند که نگارنده قبلاً در مواردی در ردیابی آن بر آمده بودم. مطلب وی در این خصوص از این قرار است: &#8220;واژه‌هایی که در پیوند با نام ایران/ آریا باشند در متون سومری دیگری نیز شناسایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ریشهً سومری و <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86">ایران</a>ی نام ایران</p>
<p>دوستمان غیاث آبادی مطلبی را در باب جستجوی منشأ سومری نام ایران آورده اند که نگارنده قبلاً در مواردی در ردیابی آن بر آمده بودم. مطلب وی در این خصوص از این قرار است:<br />
&#8220;واژه‌هایی که در پیوند با نام ایران/ <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7">آریا</a> باشند در متون سومری دیگری نیز شناسایی شده‌اند. درخشانی به نقل از گوئتس (Goetze) آورده است که نام «اِرِن» در زبان سومری برای نامیدن «سربازان شرقی» بکار می‌رفت و در کتیبه‌ای از دوره شاه «اَمَرسین» (Amar-Sin) متعلق به حدود چهار هزار سال پیش، واژه «اِرِن/ اِرین» در پیوند با نام‌های جغرافیایی‌ای آورده شده که بیشتر در شرق رود دجله (تیگری) جای داشته‌اند. یعنی سرزمین‌هایی کوهستانی در شرق که جایگاه «اِنلیل» دانسته می‌شد و خدابانو «اینانا» (نَـنَـه/ آناهید/ ناهید) از آنجا بر می‌خواست.<br />
سومریان همچنین شهر شوش را با نام «اینانا اِرین‌کی» ( Inanna-Erinki) می‌شناختند که بخش آغازین آن در پیوند با نام خدابانو اینانا (ناهید) و بخش واپسین آن ظاهراً در پیوند با نام آرین/ آریا است.&#8221; (ارین کی در زبان سومری به معانی جایگاه جنگجویان و جایگاه شیران است. الهه اینانا را همراه دو شیر تصویر و پرستش می نموده اند).<br />
در باب آراتتا آن را یک بار به معنی سرزمین راه گرفته و با هاران تورات یعنی سرزمین راه معادل قرار داده بودم. در تورات نام هاران (سرزمین راه) و ناحور (سرزمین گرم) و کشور ابراهیم (یعنی اشنوناک در شمال شرقی بابل) به عنوان سرزمین سه برادر با هم  و کنار هم ذکر شده اند. گرچه بعداً با اطراف یهودیه مشتبه شده است. نگارنده در تعیین ناهور با آراتتا (ایران شرقی و مرکزی) راه درست رفته بودم. حال از روی تحقیقات بعدی جای کشور ابراهیم یعنی اشنوناک (اشنونه) را در سمت بین لرستان  و بغداد دیده ام چه مردم اشنوناک  به رهبری ایبال پیل دوم  از مقابل حمورابی در همان مسیر ابراهیم، یعنی ابراهیم معاصر حمورابی به سمت فلسطین رفته اند. بنابراین جای کشور حام (شدت گرما) هم همان بابل در جنوب غربی کشور اشنوناک بوده است. با این پایه نام عبری هاران و نام سومری ایران یعنی آرا یا آراتتا به معنی کشور راه بوده است. اوستا هم که به طور رسمی فلات ایران را کشور خونیرث یعنی کشور راههای خوب معرفی میکند. نامهای خُراسان (در شکل خو- رس-ان) و پارت (پرثوه، راه و پل) به همین معنی می باشند. بنابراین آشوریان که مردم سمت خراسان را آریبی شرق نامیده اند؛ منظورشان باشندگان کشور کنار راه است یعنی همان راهی که بعداً قسمت مرکزی راه ابریشم می بود. ایرانشناسان و به تبعیت از ایشان نگارنده این نام را گاهی منظور اعراب و گاهی آریایی معنی میکردم. تفسیر  دومی درست می بود اگر اصل آن از کلمهً سومری ارا یعنی راه گرفته میشد نه آریا که به معنی نجیب است. حتی بزرگوارانی چون حسن پیرنیا، مشیرالدوله برداشت نجیبی و نژادی نموده که گویا بومی ها را تور (وحشی) خوانده اند. در حالی که بر پایه توتم بزکوهی آریائیان/سکائیان صحراگرد هم تور، هم سکا و هم آریا در زبانهای هندوایرانی به معنی توتم بزکوهی است. همان حیوان نجیب سمبل مقاومت و دلیری کوهستانها است و در ردیف درندگان و مهاجمین هم قرار ندارد. گرچه این توتم به طور اخص مقدس نماند. ولی در اساطیر و نامها مثلاً هفتخوان دوم رستم، فرار اردشیر بابکان و نام کوروش (قوچ وحشی، ذوالقرنین) به مقام تقدس آن پی می بریم.  کلمهً سامی و سومری ار (ریشه نام عرب و توتم ایشان) هم به معنی شیر (اسد) موجود است ولی نزد ایرانیان محبوبیت خاصی نداشته است. اختلاف آب و هوا و شرایط اقلیمی و طبیعی در این احساسات ملی ایران و عربستان کهن دخیل بوده است. گرچه با تشکیل امپراطوری هخامنشی آن معنی ایرانی دوم نام ایران در کنار اولی رسمیت پیدا کرد. چون کلمات <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3">پارس</a> (به سومری یعنی محل معبد و قربانگاه)، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86">ارتین</a> (پاکدین، در خبر هرودوت)، اشون (پیرو راستی)، آریا (خوب و نجیب) و بهدین جملگی بدین معنی اشاره دارند. گرچه در اوستا اولویت با خونیرث یعنی سرزمین راه (سرزمین راههای خوب، خراسان، پارت) است که در عهد یونانیان و اشکانیان نیز همان نواحی به نام سرزمین آریانا خوانده شده است. در اوستا مقر حکومتی اولیه زرتشت یعنی رغهً آذربایجان یعنی مراغه به نام ائیرینه وئجه خوانده شده است که معنی محدود به معنی علفزارها و چمنزارهای خوب دارد و در نام کنونی شهر مراغه (مرغزار) و نامهای کهن آن افرازها-روذ (علفزار گسترده)  و گزن (گئثه-ن= محل گیاه) به وضوح دیده میشوند. ابهام در وجه اشتقاق این اسامی باعث سوء تفاهماتی شده است و غالباً این نام را به معنی ایران اصلی شمرده اند.               </p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-785/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="بابا (بی بی) الهه باستانی ایران">بابا (بی بی) الهه باستانی ایران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-595/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1" title="بررسی اسامی جغرافیایی مناطق جنوبی ایران">بررسی اسامی جغرافیایی مناطق جنوبی ایران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-576/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%88%d9%87-%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af%d8%b1" title="افسانه کاوه آهنگر">افسانه کاوه آهنگر</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-563/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b6%d8%ad%d8%a7%da%a9" title="افسانه ضحاک">افسانه ضحاک</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-557/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86" title="اسطوره زروان">اسطوره زروان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-552/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7" title="اسطوره آناهیتا">اسطوره آناهیتا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-502/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-472/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c" title="الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان">الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-432/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-2" title="فرهنگ ایران باستان">فرهنگ ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-430/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%a-2" title="مشاهیر جهان">مشاهیر جهان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-408/posts" title="کلیه عناوین">کلیه عناوین</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-299/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7" title="تاریخ و تمدن باستانی">تاریخ و تمدن باستانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-298/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c" title="معلم شهید دکتر علی شریعتی">معلم شهید دکتر علی شریعتی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7" title="اساطیر و افسانه های باستانی">اساطیر و افسانه های باستانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-295/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="ایران باستان">ایران باستان</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-834/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%d9%8b-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرمانروای اصلی باد &#8220;فنگ پو&#8221; یا &#8220;فئی لاین&#8221;</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-856/%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%86%da%af-%d9%be%d9%88-%d9%8a%d8%a7-%d9%81%d8%a6%d9%8a-%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%86</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-856/%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%86%da%af-%d9%be%d9%88-%d9%8a%d8%a7-%d9%81%d8%a6%d9%8a-%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 17:11:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد منوچهری کوشا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر چین باستان]]></category>
		<category><![CDATA[جو]]></category>
		<category><![CDATA[ساگي تاريوس]]></category>
		<category><![CDATA[فئي لاين]]></category>
		<category><![CDATA[فنگ بو]]></category>
		<category><![CDATA[فنگ پو]]></category>
		<category><![CDATA[چي]]></category>
		<category><![CDATA[چيه يو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=856</guid>
		<description><![CDATA[خدا یا فرمانروای اصلی باد &#8220;فنگ پو&#8221; Feng Poیا &#8220;فئی لاین&#8221; Feilien نام دارد و اگرچه فرمانده همه‌ی بادهاست از فرمانروای آسمان فرمان می‌برد. فنگ بو آفریننده‌ی توفان‌های سهمگین و مأوای او در ستاره‌ی &#8220;چی&#8221; از نقش فلکی &#8220;ساگی تاریوس&#8221; قرار دارد. توفان و تندبادها از مشک‌های پرباد فنگ بو بر می‌خیزد و به هرجای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خدا یا فرمانروای اصلی باد &#8220;فنگ پو&#8221; Feng Poیا &#8220;فئی لاین&#8221;  Feilien نام دارد و اگرچه فرمانده همه‌ی بادهاست از فرمانروای آسمان فرمان می‌برد. فنگ بو آفریننده‌ی توفان‌های سهمگین و مأوای او در ستاره‌ی &#8220;چی&#8221; از نقش فلکی &#8220;ساگی تاریوس&#8221; قرار دارد. توفان و تندبادها از مشک‌های پرباد فنگ بو بر می‌خیزد و به هرجای که بخواهد با گشودن در مشک‌هایی که خود باد کرده‌است توفان بر پا می ‌کند. فنگ بو پیش از رسیدن به فرماندهی باد وزیر &#8220;<a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%ac%d9%88">جو</a>&#8221; ظالم و در تندی و چالاکی مشهور بود. او خدای خشکسالی نیز هست زیرا در همان حد که در نزول باران توانا است در راندن ابرهای باران‌زا نیز توانایی دارد و گاه پدید‌آورنده‌ی خشکسالی است.<br />
در افسانه‌ای فئی لاین از حامیان &#8220;<a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%da%86%d9%8a">چی</a>ه یو&#8221; در عصیان علیه هوانگ دی بود و به سبب شرارت بی‌حد به هیولایی خبیث مبدّل شد. در این افسانه‌ فئی لاین با برانگیختن توفان جنوب را به تباهی کشید و خاقان یائو جانشین هوانگ‌دی کماندار آسمانی را مأمور مرمّت جنوب کرد. یائو فرمان داد مردم خانه‌های خود را با سنگ استوار کنند تا باد شکست یابد و به قلل کوهساران باز گردد. در این افسانه‌ کماندار آسمانی در نبرد خود با باد او را به هیئت مشک بزرگ زرد و سفیدی دید که از آن توفان فرو می‌بارید و کماندار بزرگ با زخمی کردن او باد را به غاز بزرگ کوهستان تارانید. باد با تیغی آخته به کماندار آسمانی یورش برد و این بار کماندار زانوی باد را به سختی خسته کرد و <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%81%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%88">فنگ بو</a> تسلیم شد و از آن پس قدرت باد کمتر شد.<br />
در اسطوره‌ای دیگر <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%81%d8%a6%d9%8a-%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%86">فئی لاین</a> به هیئت پرنده-اژدهایی با تن پرنده و سر گاو و دم مارسان نمایان می‌شود. در افسانه‌ای فنگ بو به هیئت انسانی از مردم باستان با ریش سفید و کلاه سرخ و آبی و ردایی زردفام تجسّم می‌یابد. گاه بادها به شکل پیرزنی در افسانه‌ها نمایان می‌شوند و دراین هیئت فنگر بو سوار بر ببری است که بر فراز ابرها می‌تازد.<br />
کوه‌ها در اساطیر گویای ویژگی هوای منطقه‌اند. در افسانه‌ای موجودی به نام فئی به هیئت موجودی که کلاهی سفید و یک چشم دارد در کوه‌های تای شان زندگی می‌کند. در این افسانه‌ها چشم فئی به شکل چشم گاو و او را دمی است که به شکل دُم مار است. فئی را پس از مرگ در کوه‌های تای شان مدفون می‌کنند و او را نباید با خدای باد فئی لاین اشتباه کرد. می‌گویند فئی موجودی بود که با گام نهادن در رودها و مزارع آن‌ها را می‌خشکانید و از این روایت پیداست که در اینجا نیز با خدای باد دیگری که مقیم کوه‌های تای شان است سرو کار داریم.</p>
<p>منبع: آنتونی کریستی/اساطیر چین/ترجمه‌ی محمّد حسین باجلان فرّخی</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-202/%d9%87%d8%a8%d9%87" title="هبه">هبه</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-273/%d9%84%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%be%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7" title="لارها و پنات ها">لارها و پنات ها</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-268/%d8%ac%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3" title="جانوس">جانوس</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-700/%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa" title="طراحی سایت">طراحی سایت</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-277/277" title="دیگر خدایان رومی">دیگر خدایان رومی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-300/%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="اهرام مصر باستان">اهرام مصر باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-65/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7-2" title="تاریخ و تمدن باستانی">تاریخ و تمدن باستانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-177/%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%8a%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%88%d8%b3" title="آفرودیت(ونوس)">آفرودیت(ونوس)</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-224/%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%86%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%81%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d8%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%8c%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7" title="ارینی ها(فوری ها)،خواب،مرگ و رؤیا">ارینی ها(فوری ها)،خواب،مرگ و رؤیا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-279/%d8%af%d9%88-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86" title="دو خدای بزرگ زمین">دو خدای بزرگ زمین</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-524/%d8%a7%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b3" title="اوزیریس">اوزیریس</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-460/%da%a9%d9%88%d9%be%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d9%85" title="کوپیدون از اساطیر روم">کوپیدون از اساطیر روم</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-465/%d8%b3%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c" title="سه افسانه از اسکندر مقدونی">سه افسانه از اسکندر مقدونی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-95/%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%ad%d9%8a%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a" title="گاه شمار حیوانی">گاه شمار حیوانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-841/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af" title="ریشه‌شناسی واژه ایزد">ریشه‌شناسی واژه ایزد</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-856/%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%86%da%af-%d9%be%d9%88-%d9%8a%d8%a7-%d9%81%d8%a6%d9%8a-%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ریشه‌شناسی واژه ایزد</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-841/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-841/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 11:00:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه شناسی واژه ها]]></category>
		<category><![CDATA[آب]]></category>
		<category><![CDATA[آتش]]></category>
		<category><![CDATA[اهورا]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایزد]]></category>
		<category><![CDATA[بزد]]></category>
		<category><![CDATA[جشن]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سروش]]></category>
		<category><![CDATA[مزدا]]></category>
		<category><![CDATA[واژه]]></category>
		<category><![CDATA[کلمه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=841</guid>
		<description><![CDATA[ریشه‌شناسی ترجمة واژة Etymology است و بحث بسیار مهمی در دانش زبان‌شناسی تاریخی برای فهم خاستگاه و چگونگی تغییر صورت و معنای واژه در طی زمان است. زبان‌شناسان پس از بازسازی زبان‌های اولیه مانند هندو اروپایی و خواندن زبان سنسکریت، لاتین و غیره و با استفاده از شیوه‌های تطبیقی بین زبان‌ها و در نظر گرفتن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">ریشه‌شناسی ترجمة واژة Etymology است و بحث بسیار مهمی در دانش زبان‌شناسی تاریخی برای فهم خاستگاه و چگونگی تغییر صورت و معنای <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87">واژه</a> در طی زمان است. زبان‌شناسان پس از بازسازی زبان‌های اولیه مانند هندو اروپایی و خواندن زبان سنسکریت، لاتین و غیره و با استفاده از شیوه‌های تطبیقی بین زبان‌ها و در نظر گرفتن تحولات آوایی و معنایی</p>
<p style="text-align: justify;">،  صورت‌های اصیل و اصلی واژه‌ها را از این طریق بازسازی و به <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87">ریشه</a>‌های بسیاری از واژه‌ها دست یافتند. بر این اساس می‌توان بسیاری از واژه‌هایی را که امروزه در زبان‌ فارسی به کار می‌روند با پژوهش‌های ریشه‌شناسی مرتبط کرد و معنای آنها را بهتر دریافت. البته نباید فراموش کرد که دانش ریشه‌شناسی به تنهایی قادر نیست که بافت فرهنگی و اجتماعی یک واژه را نیز بشناسد و این کار نیاز به پژوهش‌های جدی‌تر  و بهره‌گیری از علوم دیگر مانند  اسطوره‌شناسی و مطالعات فرهنگی دارد. در اینجا به ریشه‌شناسی واژة « <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af">ایزد</a>» و برخی واژه‌های مرتبط با آن پرداخته داده شده است<br />
«ایزد» صورت فارسی به معنی « خدا» از yazata- اوستایی « ستوده» است. سی یزته در اوستا برای روزهای ماه به کار رفته  است. واژة &#8211; yazata  صورت ماضی از بن yaz- به معنی «ستودن» ( سنسکریت yajata  « ستودنی، نیایش»، هندو اروپایی jag «ستودن») است.  این بن فعلی در فارسی باستان به صورت yad- می‌آید و در نام ماه هفتم نیز به صورت bāgayādi « جشن ستایش بغ»؛ یا در ترکیب āyadana- « معبد،  پرستشگاه» به کار رفته است. واژۀ «بغ» نیز که در فارسی باستان به همان معنی «خدا» به کار رفته و اهورا مزدا بغ بزرگ خوانده می‌شود به تدریج با اصطلاح یزته کنار رفته است. در اوستا ریشۀ فعلی -yaz بسیار پربسامد است و در زمان‌ها و وجوه گوناگون صرف شده است مثلا yazamaide «می‌ستاییم» در وصف ایزدان گوناگون آمده است: می ستاییم میترا؛ تیشتر؛ اهورا مزدا، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d8%a8">آب</a>، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d8%aa%d8%b4">آتش</a>، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b4">سروش</a> و &#8230; اسم مصدر این بن yasna « نیایش» است؛ برای نمونه در  عبارتی از سروش یسن که در آنجا ایزد سروش ستوده می‌شود آمده: sraošah ašiiehe yasnem( 6/13) Paitiš mazdaiias « بکوشید ای مزدیسنان ستایش سروش اشی دوست را ». همین صورت در میراث جنبی  فارسی باستان  در  صورت *yasnaka- برگرفته از yasna- نیز دیده شده  که به نظر بنونیست از yazna-   هم می‌تواند باشد،  در ترکیب دیگری برگرفته از میراث جنبی فارسی باستان صورت   yasnamanga«قربانی ستایی» نیز به کارر فته است. واژة manga  برگرفته از اوستایی mang « پیشکش یا قربانی» است (هینس ۱۹۷۵:۲۷۳).  در فارسی میانه نیز صورت‌های  yazad «ایزد» وyazdān « یزدان، مینو‌ها» باقی مانده،  مانند عبارت Pad nam yazdan « به نام یزدان»، که برخی از متن‌های پهلوی مانند یادگار بزرگمهر، درخت آسوریک و خسرو قبادان و ریدک با این عبارت آغاز شده است. نکتة درخور توجه این عبارت صورت جمع واژة یزدان در معنای مفرد است که تاکنون دلیل آن بررسی و تفسیر نشده است.<br />
برخی واژه‌های هم‌ریشه و مربوط<br />
از واژه‌های هم‌ریشه  با ایزد، یسن و یشت اوستایی است که  نام بخش‌هایی از کتاب اوستا به معنی «پرستش و ستایش» است . یشت‌ها سرود‌هایی هستند که معمولا به ستایش خدایان قدیم ایرانی مانند مهر، ناهید و تیشتر اختصاص دارند. یسن‌ها  یا سرود‌های دینی برای مراسم قربانی مزدیسنی، امروز هم هنوز از آغاز تا پایان، هنگام نماز اصلی پارسیان خوانده می‌شود. مانند یسن ۵۲ در ستایش اشه (راستی). دیگر واژة مرکب مزدیسنیmazda-yasna  « ستایش <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%85%d8%b2%d8%af%d8%a7">مزدا</a>، پیرو آیین مزدیسنی» است، که این صورت در فارسی معاصر باقی مانده است .<br />
درفارسی ارتباط ریشه‌شناسی ایزد با  واژة <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%ac%d8%b4%d9%86">جشن</a> ( در فارسی میانه صورت yašta   نیز jašn   «جشن گرفتن»)، و نام شهر یزد بر جا مانده است.</p>
<p style="text-align: justify;">منابع<br />
تفضلی، احمد، ۱۳۷۶، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران، سخن<br />
سروش‌یسن: بررسی متن اوستایی، یسن پنجاه و هفت از محمد تقی راشد محصل، تهران: پژوهشگاه علوم انسانس و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۲٫<br />
نیبرگ، هنریک ساموئل، ۱۳۸۲، دین‌های ایران باستان، ترجمة سیف‌الدین نجم‌آبادی ، کرمان دانشگاه شهید بهشتی باهنر کرمان.<br />
Abaev V.I.( 1958-1995)   Istorika- etimologicheski slovar&#8217; osetinskogo yazyka, I-V Moskva-<br />
Leningrad.<br />
Baily H.W(1979) Dictionary of Khotan Saka, Cambridge.<br />
Bartholomae Chr. (1940) Altiranisches Wörterbuch, Strassburg.<br />
Hinz  Walter ( 1975) Altiranischenes Sprachgut der Nebenüberlieferrungen, Harrassowitz Wiesbaden.<br />
Kent R.G.( 1953) Old Persian ( Gerammar-Texts-Lexicon), New Haven.<br />
Mackenzie D.N.( 1971) A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford.<br />
Nyberg H.S ( 1969-1974) A manual of Pahlavi, I-II, Wiesbaden</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>تحقیقی از مهرنوش عسگری</strong></span></p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-472/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c" title="الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان">الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-469/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="الهه هاي ايران باستان">الهه هاي ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-482/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%83%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%89" title="پایان جهان در اساطير اسكانديناوى">پایان جهان در اساطير اسكانديناوى</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-100/%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7" title="اهورامزدا سرور دانا">اهورامزدا سرور دانا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-552/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7" title="اسطوره آناهیتا">اسطوره آناهیتا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-97/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%83%d9%87%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="خدایان کهن در ایران باستان">خدایان کهن در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-90/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86" title="جشن مهرگان">جشن مهرگان</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-841/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آماتراسو،خدابانوی خورشید</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-828/%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%8c%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-828/%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%8c%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 07:56:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد منوچهری کوشا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطير ژاپن باستان]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[آماتراسو]]></category>
		<category><![CDATA[خدابانوي خورشيد]]></category>
		<category><![CDATA[خورشيد]]></category>
		<category><![CDATA[سوسانو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=828</guid>
		<description><![CDATA[بسیاری از اسطوره‌ها شرح نمودهای طبیعت است.در اساطیر ژاپن خوشید و ماه برادر و خواهر و ساکن سرزمین آسمانی و دیاری هستند که به گونه‌ای شگفت‌انگیز همانند ژاپن است. در این اسطوره ‌ها خورشید و ماه یکی پس از دیگری بر آسمان نمایان می‌شوند و پدیدآورنده‌ی شب و روزند.خدابانوی خورشید آماتراسو نام دارد و دودمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسیاری از اسطوره‌ها شرح نمودهای طبیعت است.در اساطیر ژاپن خوشید و ماه  برادر و خواهر و ساکن سرزمین آسمانی و دیاری هستند که به گونه‌ای شگفت‌انگیز همانند ژاپن است. در این اسطوره ‌ها خورشید و ماه یکی پس از دیگری بر آسمان نمایان می‌شوند و پدیدآورنده‌ی شب و روزند.خدابانوی خورشید آماتراسو نام دارد و دودمان امپراتوری ژاپن خود را از تبار او می دانند. افسانه‌های مربوط به خورشید بسیار و مشهورترین آن‌ها افسانه‌ای است که از نهان شدن آماتراسو سخن می‌گوید. می‌گویند <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%b3%d9%88%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%88">سوسانو</a>، خدای توفان، برادر <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af">خورشید</a> و ماه و به تناسب کار خود خدایی تندخو بود که رفتار او همیشه خواهر را آزار می‌داد. چنین بود تا سوسانو برای دلجویی خواهر و جبران تندخویی‌های پیشین، به دیدار <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88">آماتراسو</a> شتافت. در این دیدار سوسانو کار را خراب‌تر کرد و با رها کردن کرّه اسب‌های ابلق خویش در مزارع برنج آماتراسو این مزارع را نابود کرد. آماتراسو خشمگین از برادر خود چهره نهان کرد و به تلافی کارهای سوسانو در غاری پنهان شد و همه‌ی جهان در تاریکی فرو رفت. پس خدابانو‌ای همراه گروهی از خدایان کهتر و خدابانوان به چاره‌جویی پرداختند.خدایان [با یاری آهنگران آسمان] آینه‌ای بزرگ از پولاد ساختند و آینه را بر درختی رو در روی مدخل غار ،نهانگاه آماتراسو آویختند.بزمی بزرگ در برابر غار فراهم شد و خدایان به رقص و پایکوبی پرداختند. آماتراسو با شنیدن هیابانگ شادی و برای ارضای حسّ کنجکاوی سر از نهانگاه بیرون آورد و با نمایان شدن چهره‌ی او در آینه، جهان از تاریکی رهائی یافت.آینه‌ی دست‌ساز آهنگران آسمان نخستین آینه‌ی جهان بود و چنین است که خاندان امپراتوری ژاپن آینه را یکی از نشان‌های سلطنتی می‌دانند.</p>
<p>منبع : اساطیر ژاپن/ژولیت پیگوت/محمد حسین باجلان فرخی</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-158/%d8%b2%d8%a6%d9%88%d8%b3-%da%98%d9%88%d9%be%d9%8a%d8%aa%d8%b1-%d9%8a%d8%a7-%d8%ac%d9%88%d9%be%d9%8a%d8%aa%d8%b1" title="زئوس (ژوپیتر) یا جوپیتر">زئوس (ژوپیتر) یا جوپیتر</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-472/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c" title="الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان">الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-94/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%8a" title="چهارشنبه سوری">چهارشنبه سوری</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-305/%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7" title="اروپ(اروپا)">اروپ(اروپا)</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-628/%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a" title="ويژگي هاي خدايان ايراني">ويژگي هاي خدايان ايراني</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-72/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="اساطیر و افسانه های بابل باستان">اساطیر و افسانه های بابل باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-377/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d9%85%d9%8a%d9%88%d9%86" title="انديميون">انديميون</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-579/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%ae%d8%aa" title="دست پخت">دست پخت</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-306/%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%b3-%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%b3%d9%88%d8%b3%da%af%d9%84-%d9%86%d8%b1%da%af%d8%b3" title="نارسیس یا نارسیسوس(گل نرگس)">نارسیس یا نارسیسوس(گل نرگس)</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-95/%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%ad%d9%8a%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a" title="گاه شمار حیوانی">گاه شمار حیوانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-122/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-3" title="عیسى در قرآن، عیساى تاریخى و اسطوره تجسّد 3">عیسى در قرآن، عیساى تاریخى و اسطوره تجسّد 3</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-433/%d9%85%d8%b1%d9%84%d9%8a%d9%86%d8%9b%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%8a%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a%d8%aa%d8%9f" title="مرلين؛افسانه يا واقعيت؟">مرلين؛افسانه يا واقعيت؟</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-74/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c-2" title="وبسایت دکتر علی شریعتی">وبسایت دکتر علی شریعتی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-508/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2" title="فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ">فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-632/%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%da%86%d8%b1%da%a9%d8%b3-%d8%8c-%d9%84%d8%b2%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d8%a8" title="تحقیقی در باب نام و نشان چرکس ، لزکی و آبخاز">تحقیقی در باب نام و نشان چرکس ، لزکی و آبخاز</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-828/%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%8c%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاشف راز</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-826/%d9%83%d8%a7%d8%b4%d9%81-%d8%b1%d8%a7%d8%b2</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-826/%d9%83%d8%a7%d8%b4%d9%81-%d8%b1%d8%a7%d8%b2#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 07:50:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد منوچهری کوشا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر چین باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تانگ سنگ]]></category>
		<category><![CDATA[تانگ‌سنگ]]></category>
		<category><![CDATA[جوجا جايه]]></category>
		<category><![CDATA[كاشف اسرار]]></category>
		<category><![CDATA[كاشف راز]]></category>
		<category><![CDATA[لائو جون]]></category>
		<category><![CDATA[ميمون]]></category>
		<category><![CDATA[هواگوئو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=826</guid>
		<description><![CDATA[میمون از تخمی زاده شد که در قله‌ی کوهی در آئولای بر ساحل شرقی از باد بارور شد. میمون به گونه‌ای غریب فنون جادوگری را از دائوگرایی جاودانه فرا گرفت و این رهرو او را کاشف اسرار لقب داد و به او یاد داد که به دلخواه خود به هیئت های متفاوت درآید و در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%85%d9%8a%d9%85%d9%88%d9%86">میمون</a> از تخمی زاده شد که در قله‌ی کوهی در آئولای بر ساحل شرقی از باد بارور شد. میمون به گونه‌ای غریب فنون جادوگری را از دائوگرایی جاودانه فرا گرفت و این رهرو او را <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%83%d8%a7%d8%b4%d9%81-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1">کاشف اسرار</a> لقب داد و به او یاد داد که به دلخواه خود به هیئت های متفاوت درآید و در آسمان پرواز کند. پس با کشتن هیولایی که او و میمون‌های دیگر را آزار می‌دادهمه‌ی میمون های دنیا را در قلمرو این هیولا بسیج کرد و با به چنگ آوردن سلاح جادو از شاه اژدهای دریای شرقی به دعوی سروری چهار اقلیم برخاست.<br />
در ضیافتی که به افتخار کاشف راز برپا شد میمون با افراط در باده‌نوشی مدهوش شد و خادمان فرمانروای دوزخ میمون را گرفتار و در جایگاه خطاکاران در دوزخ به زنجیر کشیدند. میمون پس از هشیاری بندها را گسست  و دفتر ثبت اعمال و سرنوشت دوزخیان را دزدید و در آن دست برد و نام خویش و نام همه‌ی میمون‌های خطا کار را از دفتر زدود.فرمانروای آسمان کاشف راز را به بارگاه خویش فراخواند و پس از برشماری خطاهای او سرانجام او را مورد عفو قرار داد و مهتری و نظارت بر اصطبل‌های آسمانی را به او واگذار کرد. وقتی کاشف راز از سبب انتصاب خود بر اصطبل‌های آسمانی، که رام کردن او بود، آگاه شد، عصیان کرد و به کوهستان &#8220;<a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%87%d9%88%d8%a7%da%af%d9%88%d8%a6%d9%88">هواگوئو</a>&#8221; گریخت. سپاهیان فرمانروای آسمان کوه را در میان گرفتند و نبردی سهمگین در گرفت ، نبردی که به شکست و عقب نشینی سپاهیان آسمان انجامید. پس کاشف راز خود را فرمانروای آسمان و قدیس بزرگ نامید. فرمانروای آسمان به دلجویی میمون پرداخت و با انتصاب او به ریاست &#8220;باغ هلو&#8221;ی آسمانی و خاستگاه جاودانگی ، به قوانین آسمان گردن نهاد. متأسّفانه به هنگام برگزاری جشن جاودانگان در باغ هلو و خاستگاه جاودانگی، فراموش کردند میمون را به جشن دعوت کنند و کاشف راز به انتقام این بی توجّهی خوردنی‌ها و شراب جشن و&#8221; هلوی بی مرگی&#8221; را خورد و اکسیر جاودانگی را از خانه‌ی &#8220;<a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%86">لائو جون</a>&#8221; دزدید و با خوردن آن جاودانه شد. پس <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%83%d8%a7%d8%b4%d9%81-%d8%b1%d8%a7%d8%b2">کاشف راز</a> به کوهستان هوا-گوئو رفت و منزوی شد. نافرمانی کاشف راز خدایان و بغ بانوان را گران آمد و سرانجام در نبردی که در گرفت با آن که میمون همه‌ی جادو‌ها را به کار بست، اسیر شد و فرمانروای یشم فرمان قتل او را صادرکرد. فرمان فرمانروای یشم به سبب آن که میمون با خوردن هلوی بی مرگی و اکسیر زندگی جاودانه شده بود ، غیر قابل اجرا بود. پس فرمانروای یشم میمون به بند کشیده را به لائوجون وانهاد تا او را در کوره‌ی کیمیاگری بسوزاند.لائوجون میمون را به کوره‌ی کیمیاگری افکند و چهل و نُه روز کوره را گداخت.[(عدد چهل و نُه در چین همانن عدد چهل در ایران نماد کمال و پایان یک دوره است)]پس از چهل و نُه روز که کوره از تف به سپیدی گراییده بود، میمون دریچه‌ی کوره را گشود و آسمان را به تباهی تهدید کرد. پس فرمانروای یشم وحشت زده بودا را نزد میمون فرستاد تا سبب آرزوی او را در تملّک آسمان بپرسد. کاشف راز در پاسخ بودا که از او پرسید چرا در آرزوی تملّک آسمان است گفت:بدین دلیل که توانا و هشیار است. و زمانی که بودا از او خواست دلیلی برای اثبات این ادّعا بیاورد،کاشف راز گفت نه‌تنها رویین‌تن و جاودانه‌ام که به هفتاد و دو هیئت نمایان می‌شوم و می‌توانم صد و هشتاد هزار لی پرواز کنم. بودا که در ادعای میمون به دیده‌ی تردید می‌نگریست از او خواست که ادعای خود را ثابت کند. پس میمون به پرواز درآمد و فاصله‌ی آسمان و زمین را درنوردید و بر دامنه‌ی کوهی در زمین به نشانه‌ی تملّک شاشید.[(حیوانات چنین می‌کنند)] و به نزد بودا بازگشت. در برخی روایات میمون چون جهانگردی مؤدب نام خود را بر سنگی در دامنه‌ی کوه نقر کرد.) بودا قاه‌قاه خندید و گفت:«تو را حتّی یارای پرواز در فاصله‌ای به اندازه‌ی کف دست من نیست،آنچه کوه پنداشتنی نه کوه بلکه بن انگشتان من بود» و بن خیس یکی از انگشتان خود را به او نشان داد. پس بودا میمون را اسیر و در کوهی جادویی زندانی کرد.<br />
روزگاری دراز میمون در آن کوه زندانی بود تا &#8220;بودیستوه گوان‌یین&#8221; میمون را به همسفری تانگ‌سنگ در زیارت و سفر به بهشت غرب برگزید تا به جستجوی کتاب‌های تعالیم بودا برخیزند. میمون سوگند خورد که یار <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%aa%d8%a7%d9%86%da%af-%d8%b3%d9%86%da%af">تانگ سنگ</a> باشد و از او اطاعت کند و او را از خطرات رهایی دهد. و میمون همسفر تانگ سنگ شد. میمون با وجود وسوسه‌های نفس و خطرات هشتادگانه‌ی مسیر برای زائران،در تمام طول را به سوگند خود وفادا ماند.در بازگشت آخرین خطر در انتظار زائران بود: لاک‌پشتی غول ‌پیکر، که سوگند خورده بود به زائران وفادا باشد و آنان را از رودی خروشان که بر سر راه آنان بود عبور دهد،بدعهدی کرد و در میانه رود به زیر آب رفت و زائران را دستخوش امواج سهمگین یساخت. امّا زائران با شنا کردن به سلامت به ساحل رسیدند و مورد استقبال خاقان و مردمان قرار گرفتند.<br />
آخرین افتخارات پایان این سفر از جانب سورایی آسمانی فراهم شد: بودای می-لو(بودای آینده) ریاست شورای آسمانی بزرگداشت زائران بهشت غرب و همراهان به استقبال زائران شتافتند. <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%aa%d8%a7%d9%86%da%af%e2%80%8c%d8%b3%d9%86%da%af">تانگ‌سنگ</a> به افتخاری رهبری حواریون بودای پیشین نایل آمد. میمون خدای پیروزمند جنگ لقب یافت؛ و جوجا-جایه خوک فرّاشباشی معبد بزرگ فرمانروای آسمان شد. اسب تانگ سنگ و حامل کتاب‌های مقدّس نیز هیئت دیگری یافت و اژدهای چهارپنجه و فرمانروای اژدهایان زمینی شد. در آغاز سفر تانگ سنگ کلاه‌خودی بر سر میمون نهاده بود که به جز کمک تان‌سنگ سر را از آن رهایی نبود، و این کار بدان دلیل انجام شد تا میمون همیشه با احساس کلاه سوگند و میثاق خود را به یاد آورد. اکنون سفر پایان یافته بود. کاشف راز نزد تانگ‌سنگ رفت تا او را از قید کلاه خود رها سازد. و تانگ‌سنگ او را گفت که روشن‌شدگان را کلاهی نیست. کاشف راز دست به جانب کلاه برد و کلاهی نیافت.</p>
<p>منبع : اساطیر چین/آنتونی کریستی/محمد حسین باجلان فرخی</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-92/%d8%b3%db%8c%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2" title="سیزده نوروز">سیزده نوروز</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-106/%d8%b1%d9%be%d9%8a%d8%ab%d9%88%d9%8a%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%b1-%da%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2" title="رپیثوین سرور گرمای نیمروز">رپیثوین سرور گرمای نیمروز</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-560/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b0%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%b1%d9%86%db%8c%d9%86" title="اسطوره ذوالقرنین">اسطوره ذوالقرنین</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-563/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b6%d8%ad%d8%a7%da%a9" title="افسانه ضحاک">افسانه ضحاک</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-124/%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-2" title="اهرام مصر باستان">اهرام مصر باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-557/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86" title="اسطوره زروان">اسطوره زروان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-169/%d9%81%d9%88%d8%a6%d8%a8%d9%88%d8%b3-%d8%a2%d9%be%d9%88%d9%84%d9%88" title="فوئبوس آپولو">فوئبوس آپولو</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-565/%d8%b2%d8%a6%d9%88%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="زئوسِ ایران باستان">زئوسِ ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-487/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7" title="پایان جهان در اساطير بوميان آمريكا">پایان جهان در اساطير بوميان آمريكا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-89/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b3%d8%af%d9%87" title="جشن سده">جشن سده</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-120/%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%84-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-2" title="سیستم تبادل لینک">سیستم تبادل لینک</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-177/%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%8a%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%88%d8%b3" title="آفرودیت(ونوس)">آفرودیت(ونوس)</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-453/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%b4%d9%8a%d9%86%e2%80%8c%d8%aa%d9%88" title="اسطوره‌شناسي شين‌تو">اسطوره‌شناسي شين‌تو</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-87/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-66/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b2%d9%88" title="حماسه انزو">حماسه انزو</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-826/%d9%83%d8%a7%d8%b4%d9%81-%d8%b1%d8%a7%d8%b2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ققنوس</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-800/%d9%82%d9%82%d9%86%d9%88%d8%b3</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-800/%d9%82%d9%82%d9%86%d9%88%d8%b3#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 07:08:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد منوچهری کوشا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر چین باستان]]></category>
		<category><![CDATA[اسطوره]]></category>
		<category><![CDATA[اسطوره های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ققنوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=800</guid>
		<description><![CDATA[ققنوس (به زبان یونان باستان: Φοῖνιξ، به فارسی: ققنوس، به عربی: العنقاء و به انگلیسی: Phoenix) یک پرندهٔ مقدس افسانه ای است که می‌تواند در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، و اساطیر چین یافت شود.[۱] دربارهٔ این موجود افسانه‌ای گفته می‌شود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%82%d9%82%d9%86%d9%88%d8%b3">ققنوس</a> (به زبان یونان باستان: Φοῖνιξ، به فارسی: ققنوس، به عربی: العنقاء و به انگلیسی: Phoenix) یک پرندهٔ مقدس افسانه ای است که می‌تواند در <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1">اساطیر</a> ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، و اساطیر چین یافت شود.[۱] دربارهٔ این موجود افسانه‌ای گفته می‌شود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار سال یکبار، بر توده‌ای بزرگ از هیزم بال می‌گشاید و آواز می‌خواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید می‌آید که بلافاصله آتش می‌گیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد می‌شود. ققنوس در اغلب فرهنگ‌ها، نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شده‌است.امّا برخی فرهنگ‌ها ویژگی‌های دیگر هم به او نسبت داده‌اند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان می‌کند[نیازمند منبع]، ققنوس صدای دل نشینی دارد، موسیقی از آوای او پدید آمده‌است و&#8230;<br />
گرچه ققنوس در اساطیر ملل آسیایی همچون چین و ایران جایگاه ویژه‌ای دارد، امّا برخی معتقدند که <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87">اسطوره</a>ٔ ققنوس از مصر باستان برخاسته، به یونان و روم رفته، و هم سو با باورهای مسیحیت شاخ و برگ بیشتری یافته‌است.[۲]<br />
<div id="attachment_805" class="wp-caption alignleft" style="width: 260px"><a href="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/250px-Phoenix-Fabelwesen.jpg"><img src="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/250px-Phoenix-Fabelwesen.jpg" alt="250px Phoenix Fabelwesen ققنوس  | عکس تصاویر تاریخ باستان تمدن عکسهای اسطوره اساطیر افسانه " title="250px-Phoenix-Fabelwesen" width="250" height="229" class="size-full wp-image-805" /></a><p class="wp-caption-text">ققنوس طراحی شده در کتابی که به معرفی اساطیر اختصاص دارد، اثری از فردریک جاستین برتوش(زاده:۱۷۴۷، درگذشت: ۱۸۲۲)</p></div><br />
علامه دهخدا در توصیف ققنوس نوشته‌است: گویند ققنوس هزارسال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند چنانکه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه ای پدید آید و او را جفت نمی‌باشد و موسیقی را از آواز او دریافته‌اند. (به نقل از برهان قاطع)<br />
در فرهنگ اروپایی<br />
ققنوس از خاکستر خویش، برمی خیزد<br />
در فرهنگ انگلیسی زبان، ققنوس Phoenix پرنده‌ای است افسانه‌ای و بسیار زیبا و منحصر به فرد در نوع خود، که بنا بر افسانه‌ها ۵۰۰ یا ۶۰۰ سال در صحاری غرب عمر می‌کند، خود را بر تلی از خاشاک می‌سوزاند، و از خاکستر حاصل، خود او دگر بار با طراوت جوانی سر بر می‌آورد و دور دیگری از زندگی را آغاز می‌کند و می‌گذراند. ققنوس در فرهنگ اروپایی غالبا تمثیلی از فنا ناپذیری و حیات جاودان است.<br />
طی هشت قرن قبل از میلاد مسیح، رویهم در نه مرجع از پرنده ققنوس نام برده شده که هشت مورد آن از طریق نقل قول مولفان بعدی به ما رسیده و فقط یک مورد اثر هردوت مورخ یونانی ۴۸۴ تا ۴۲۴ قبل از میلاد با شرح کامل محفوظ مانده‌است.یونانی دیگری به نام کلودیوس آلیانوس Claudius Aelianus مشهور به آلیان Aelian نیز، ۲۰۰ سال بعد از میلاد مسیح در مورد ققنوس نوشته‌است:<br />
«ققنوس بدون کمک از علم حساب یا شمردن با انگشت، حساب ۵۰۰ سال را درست نگه می‌دارد زیرا او از طبیعتی که عقل کل است همه چیز را می‌آموزد. با آن که اطلاع در مورد ققنوس لازم به نظر می‌رسد معهذا گمان نمی‌رود در میان مصریان &#8211; شاید جز انگشت شماری از کشیشان &#8211; کسی بداند که ۵۰۰ سال چه وقت به سر می‌رسد، ولی دست کم ما باید بدانیم که مصر کجاست و هلیوپولیس که مقصد ققنوس است، در کجا قرار دارد و این پرنده پدرش را درون چه نوع تابوت می‌گذارد و در کجا دفن می‌کند.»<br />
این مورخ، بر اساس متن انگلیسی، والد ققنوس را پدر می‌خواند ولی از ققنوس به صیغه خنثی (it) نام می‌برد. مولفان بعدی برای ققنوس غالبا از صیغه تأنیث استفاده کرده‌اند، اما از آن جا که این پرنده افسانه‌ای تک و منحصر به فرد بوده و زاد و ولد آن از جفتگیری ناشی نمی‌شده، لذا بحث در مورد جنسیت آن چندان مهم به نظر نمی‌رسیده‌است.<br />
مورخی رومی به نام پوبلیوس اوویدیوس ناسو، مشهور به اووید، نخستین رومی است که دربارهٔ ققنوس به زبان لاتین مطلب نوشته‌است، در نوشتهٔ او آمده‌است:<br />
«چه بسیار مخلوقاتی که امروزه بر روی زمین راه می‌روند، امّا در ابتدا به شکل دیگری بوده‌اند. فقط یک موجود هست که تا ابد همان طوری که از نخست بوده، باقی خواهد ماند، یعنی طی سالیان مدید، بی آن که تغییری کرده باشد، باقی می‌ماند و سرانجام نیز، پس از نابودی، دگربار به همان شکل اولیهٔ خویش متولد می‌شود. این پرنده، پرنده‌ای است که آشوری‌ها یا به تعبیر برخی منابع احتمالا سوری‌ها یا فنیقی‌ها آن را ققنوس می‌نامند. این پرنده، دانه و علف معمولی نمی‌خورد، ولی از عصارهٔ میوه‌ها و از ادویه خوشبوی کمیاب می‌خورد. وقتی ۵۰۰ ساله شد، بر بالای نخل بلندی آشیان می‌سازد و با چنگالش از مرغوب ترین مواد، از پوست درخت گرفته تا دارچین و دیگر ادویه و صمغ برای خود بستری می‌سازد و بعد می‌میرد و روحش با دود و بخار معطر به دوردست سفر می‌کند، و داستان چنین ادامه می‌یابد که سپس از سینه بدن بی جان او ققنوس کوچکی سر بر می‌کشد تا آن طور که می‌گویند ۵۰۰ سال دیگر زندگی کند و در آن زمان که پس از سن و سالی شهامت لازم را پیدا کرد تخت و آشیانش را که مدفن پدرش هست بر فراز نخلی رفیع به حرکت در می‌آورد و سفر به شهر آفتاب را شروع می‌کند، همان جایی که در معبد آفتاب آشیان ققنوس خوش می‌درخشد.» [۳]</p>
<p>از مجموع آنچه در فرهنگ اروپایی پیرامون ققنوس آمده‌است، می‌توان دو روایت کلی در مورد ققنوس ارائه داد:<br />
اول اینکه ققنوس از بدن بی جان پدرش به وجود می‌آید و جسد پدرش را به شهر هلیوپولیس می‌برد و در قربانگاه معبد آفتاب می‌سوزاند. و روایت دیگر اینکه ققنوس در تلی از چوب و خاشاک خوشبو آتش می‌افکند، بال می‌زند و شعله می‌افروزد، خود در آتش می‌سوزد و از خاکسترش ققنوسی دیگر زاده می‌شود. پس بطور خلاصه می‌توان در مورد این اسطوره در فرهنگ اروپایی گفت: «ققنوس در آتش می‌سوزد و دیگر بار از خاکستر خود زاده می‌شود». در همین ارتباط در زبان انگلیسی مثلی بدین مضمون رایج است که: «هر آتشی ممکن است ققنوسی در بر داشته باشد»<br />
 در مصر باستان<br />
طی نخستین قرن میلادی، روی هم ۲۱ بار توسط ده مولف از ققنوس یاد شده‌است. از مجموع این منابع چنین بر می‌آید که خاستگاه اسطوره ققنوس تمدن قدیم مصر بوده و بعدها به ترتیب در تمدن‌های یونانی، رومی و مسیحی درباره آن سخن گفته‌اند. در میان مصریان، اسطوره ققنوس در اصل اسطوره خورشید بوده که بعد از هر شب دگر بار در سحرگاه طلوع می‌کند و نام شهر هلیوپولیس در نوشته هردوت نیز باید در همین ارتباط باشد.<br />
مصریان ققنوس را پرنده مقدسی می‌دانند که بسیار نادر است. به روایت مردم شهر هلیوپولیس، ققنوس هر ۵۰۰ سال یک بار آن هم پس از مرگ ققنوس قبلی در مصر ظاهر می‌شود. از این پرنده تنها برخی تصاویر موجود است و آن طور که از شکل واندازهٔ او در این تصاویر بر می‌آید، بال و پرش بخشی قرمز و بخشی زرد طلایی است و اندازه و شکل عمومی آن مانند عقاب است. داستانی عجیب هم از کار این پرنده گفته می‌شود و آن این که این پرنده جسد پدر خود را، که با نوعی صمغ گیاهی خوشبو اندود شده، همهٔ راه از سرزمین عرب تا معبد آفتاب با خود می‌آورد و آن را در آن جا دفن می‌نماید. می‌گویند برای آوردن جسد ابتدا گلوله‌ای آن قدر بزرگ که بتواند آن را حمل نماید از جنس آن صمغ گیاهی می‌سازد، بعد توی آن را خالی می‌کند و جسد را در آن می‌گذارد و دهانه آن را با صمغ تازه مسدود می‌کند و آن گاه گلوله را که درست همان وزن اولیه خود را پیدا کرده‌است، به مصر می‌آورد و در حالی که تمامی رویه گلوله از صمغ پوشانده شده آن را همان طور که گفته شد درون معبد آفتاب می‌گذارد.<br />
 در اساطیر ایران</p>
<p>تصویری از ققنوس بر سر در مدرسهٔ نادر دیوان بیگی واقع در بخارا، جمهوری ازبکستان، بخشی از مجموعهٔ لب حوضی<br />
در اساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمهٔ یونانی کوکنوس (Kuknos)، و همتای کلمهٔ هند و اروپایی و چینی فونیکس است و چنین می‌نماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزهٔ آن با دیگر مرغان اسطوره ایست.<br />
این مرغ در روایت‌های ایرانی نیز همچون روایت‌های هندواروپائی، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد. ققنوس هزار سال زندگی می‌کند و چون عمرش به پایان می‌رسد، توده‌ای بزرگ از هیزم فراهم می‌آورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز می‌خواند که از آواز خود به وجد می‌آید و با بر هم زدن بال و به یاری منقار، آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش از وی بیضه ای(تخم مرغی) پدیدار می‌شود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده می‌شود.[۴]<br />
در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان می‌برد. اساسا در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطورهٔ ققنوس دارند.<br />
 در اساطیر چین<br />
در فرهنگ اسطوره‌ای چین، ققنوس با نام فنگ هوانگ یا پرندهٔ سرخ شناخته می‌شود که از جنس آتش است و نماد تابستان و جنوب محسوب می‌شود که خشکسالی آفرین می‌باشد.به همین دلیل ققنوس دربردارندهٔ عنصر منفی و مادینگی جهان، یعنی یین است و نماد ملکه محسوب می‌شود. در برابر ققنوس، اژدها قرار می‌گیرد که همیشه در اساطیر چین نمایندهٔ خاقان به شمار می‌آید. [۵] در اساطیر چین ققنوس در فواره‌ای از آب زلال تن می‌شوید و با گذشتن از بلندای کوه گون لون، هر شامگاه در غارهای دان Tan آرام می‌یابد. بر مبنای روایات چینی ققنوس کمتر تا سطح زمین پرواز می‌کند و هرگاه که چنین کند، همهٔ مرغان گرد او جمع می‌شوند. بر اساس روایت کویاجی دربارهٔ ققنوس، وی بر سطح زمین نمی‌نشیند، امّا هرگاه که بر سطح زمین بنشیند بر یک پای می‌رقصد.<br />
برخی احتمال داده‌اند که ققنوس چینی همتای شانگ شانگ یا مرغ باران در روایت کنفوسیوس باشد، حال آنکه شانگ شانگ یا مرغ باران، پرنده ایست که نماد یین محسوب می‌شود، امّا ققنوس به طور معمول نماد یانگ تلقی شده‌است.[۶]<br />
ققنوس در اساطیر چین، نماد شادمانی و خرسندی و نشانهٔ رضایت آسمان است. اژدها در این اساطیر روح باران و نماد خاقان است و ققنوس، نماد ملکه و جنوب و یاور کشاورزان است.<br />
در اساطیر چین پرنده سرخ یا ققنوس نماد جنوب و مورد نیایش بود. ققنوس بعدها جای خود را به قرقاول داد. این پرنده در نقش‌های برجای مانده دارای منقار خمیده، پنجهٔ بلند و تیز به شکل پرندگان شکاری بود و یاری دهندهٔ کشاورزان مزارع خشک جنوب به شمار می‌آمد.[۷]<br />
در اساطیر چین ققنوس دیگری موسوم به چی سانگ یا ققنوس کوهساران نیز وجود دارد. این ققنوس، ققنوسی است که به روزگار دودمان جو نقشۀ رودها را به یو پیشکش کرد. [۸]<br />
<div id="attachment_804" class="wp-caption alignnone" style="width: 210px"><a href="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/200px-Nadir_Madrasah_Phoenix.jpg"><img src="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/200px-Nadir_Madrasah_Phoenix.jpg" alt="200px Nadir Madrasah Phoenix ققنوس  | عکس تصاویر تاریخ باستان تمدن عکسهای اسطوره اساطیر افسانه " title="200px-Nadir_Madrasah_Phoenix" width="200" height="150" class="size-full wp-image-804" /></a><p class="wp-caption-text">تصویری از ققنوس بر سر در مدرسهٔ نادر دیوان بیگی واقع در بخارا، جمهوری ازبکستان، بخشی از مجموعهٔ لب حوضی</p></div><br />
ققنوس در ادبیات<br />
در منطق الطیر<br />
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریبا هیچگاه اشاره نشده‌است و می‌توان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوری است که در اشعار خود از این پرنده نام برده‌است، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیدهٔ مرگ تاکید ورزیده‌است.[۹]<br />
در منطق الطیر عطار، ققنوس طرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان می‌باشد. او پرنده ایست که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندی‌ها می‌نشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار می‌شود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع می‌شوند و مدهوش و صید وی می‌شوند.[۱۰]<br />
بدین روایت، موسیقی نیز از آواز ققنوس گرفته شده‌است که:<br />
فیلسوفی بود، دمسازش گرفت		علم موسیقی ز آوازش گرفت<br />
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس بعنوان پرنده‌ای یاد می‌کند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج می‌گردد . او خواستگاه ققنوس را در هندوستان می‌داند .[<br />
شعر زیر از شاعر بزرگ ایران، نیما یوشیج، که عنوان ققنوس دارد، بازگوکنندهٔ مناسبی از اسطورهٔ ققنوس است:<br />
قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازهٔ جهان،<br />
آواره مانده از وزش بادهای سرد،<br />
بر شاخ خیزران،<br />
بنشسته‌است فرد.<br />
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.</p>
<p>او ناله‌های گمشده ترکیب می‌کند،<br />
از رشته‌های پارهٔ صدها صدای دور،<br />
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،<br />
دیوار یک بنای خیالی<br />
می‌سازد.<br />
از آن زمان که زردی خورشید روی موج<br />
کمرنگ مانده‌است و به ساحل گرفته اوج<br />
بانگ شغال، و مرد دهاتی<br />
کرده ست روشن آتش پنهان خانه را<br />
قرمز به چشم، شعلهٔ خردی<br />
خط می‌کشد به زیر دو چشم درشت شب<br />
وندر نقاط دور،<br />
خلق اند در عبور &#8230;<br />
او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست،<br />
از آن مکان که جای گزیده ست می‌پرد<br />
در بین چیزها که گره خورده می‌شود<br />
یا روشنی و تیرگی این شب دراز<br />
می‌گذرد.<br />
یک شعله را به پیش<br />
می‌نگرد.<br />
جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دمی<br />
ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش،<br />
نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است<br />
حس می‌کند که آرزوی مرغها چو او<br />
تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان<br />
چون خرمنی ز آتش<br />
در چشم می‌نماید و صبح سپیدشان.<br />
حس می‌کند که زندگی او چنان<br />
مرغان دیگر ار بسر آید<br />
در خواب و خورد<br />
رنجی بود کز آن نتوانند نام برد.<br />
آن مرغ نغزخوان،<br />
در آن مکان ز آتش تجلیل یافته،<br />
اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته،<br />
بسته ست دمبدم نظر و می‌دهد تکان<br />
چشمان تیزبین.<br />
وز روی تپه،<br />
ناگاه، چون بجای پر و بال می‌زند<br />
بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ،<br />
که معنیش نداند هر مرغ رهگذر.<br />
آنگه ز رنج‌های درونیش مست،<br />
خود را به روی هیبت آتش می‌افکند.<br />
باد شدید می‌دمد و سوخته ست مرغ!<br />
خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ!<br />
پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.<br />
در این شعر نیما، خیزران یا نی کنایه ایست از قلم، و فرد نشستن بر سر آن توصیفی است که نیمایوشیج از یکه و تنها بودن خویش در شعر نو، در سپیده دم ابداع این نوع شعر می‌کند. لطافت این شعر نیما که در بهمن ۱۳۱۶ سروده شده‌است، در این شعر آن است که وی با توجه به ناآشنا بودن شعر نو برای بسیاری از افراد خاص و عام و ضمن یادآوری تنهایی خود در این مسیر، ضمن اشاره به ققنوس به سوختن خویش در رنج درون اشاره می‌کند، تنها بدین امید که پویندگان راهش در آینده، ققنوس وار سر بر آورند و به کار او در زمینهٔ شعر نو، حیاتی جاوید بخشند. اتفاقی که امروز با گسترش فوق العادهٔ شعر نو بوضوح شاهد آن هستیم.</p>
<p>منبع:دانشنامه ی ویکی پدیا</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-563/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b6%d8%ad%d8%a7%da%a9" title="افسانه ضحاک">افسانه ضحاک</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-475/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%8a-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%aa%d8%ad" title="نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-785/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="بابا (بی بی) الهه باستانی ایران">بابا (بی بی) الهه باستانی ایران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-616/%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان">پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-565/%d8%b2%d8%a6%d9%88%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="زئوسِ ایران باستان">زئوسِ ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7" title="اساطیر و افسانه های باستانی">اساطیر و افسانه های باستانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-670/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b3%d9%be" title="اسطوره تاریخی کتایون و گشتاسپ">اسطوره تاریخی کتایون و گشتاسپ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-610/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران">مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-552/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7" title="اسطوره آناهیتا">اسطوره آناهیتا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-515/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%8a-%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-508/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2" title="فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ">فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-506/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af-2" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی2">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی2</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-502/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-497/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%8a%d8%a7%d8%aa-1" title="اسطوره در الهيات 1">اسطوره در الهيات 1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-493/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa" title="انسان، هنگام خلق اسطوره، دين را شناخت">انسان، هنگام خلق اسطوره، دين را شناخت</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-800/%d9%82%d9%82%d9%86%d9%88%d8%b3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درخت اساطیری هوم سفید ارمنستان و ایران</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-794/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-794/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 21:07:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جواد مفرد کهلان</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[آرالز]]></category>
		<category><![CDATA[اورارتو]]></category>
		<category><![CDATA[ساندرامت]]></category>
		<category><![CDATA[سیمرغ]]></category>
		<category><![CDATA[هوم سپید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=794</guid>
		<description><![CDATA[درخت اساطیری هوم سفید ارمنستان و ایران درخت هوم سفید یا گوکرن درخت مهم اساطیری دیگری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درخت اساطیری هوم سفید ارمنستان و ایران</p>
<p>درخت هوم سفید یا گوکرن درخت مهم اساطیری دیگری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخکرد به وجود می‌آورد اما در مقابل، اورمزد، دو ماهی مینوی (دو ماسی، دو بزرگوار یا در اصل دو تن منسوب به ایزد ماه)  به نام «کَرَ» (جنگی) می‌آفریند که مامور نگاهبانی از این درخت می‌شوند و همواره یکی از این ماهی‌ها وزغ (مخاصم جنبنده)را زیر نظر دارد. خوراک این ماهیان مینوی است. در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی (همزاد مذکر) و مشیانه (همزاد مؤنس) برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطیر ایران آتش دهنده‌ترند، فراهم کردند.<br />
نظر به تصاویر روی مغفر و تصویر بر روی یک سکه مفرغی که از قرن هشتم پیش از میلاد از اورارتو به دست آمده اند، باور اسطوره ای درخت هوم سفید و <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba">سیمرغ</a> آن (بنا بر روایت سیمرغ اسطوره ای نزد روسها) باید از <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%88">اورارتو</a>ئیها به ایرانیان رسیده باشد. در تصویر اول دو فرشته بالدار انسانی به پاسداری و ستایش این درخت ایستاده اند و در تصویر دوم  دو فرشته معادل، سرهایی از عقاب و موجودی سگسان را بر خود دارند. در نیرنگستان صادق هدایت به نقل از ینابیع الاسلام مطلبی آمده است که ما را در شناسایی تصاویر یاری می نمایند: &#8220;هاروت و ماروت دو بت قدیمی است که در قدیم الایام اهل ارمنستان آنها را پرستش می نمودند، زیرا در تصنیفات مورخین ذکر این دو معبود یافت میشود که به تلفظ ارمنی هوروت و موروت نامیده اند چونکه یکی از مصنفین ارمنی چنین نوشته است: «البته هوروت و موروت دلاوران آغری تاغ و آمینابیغ و شاید هم الههً دیگر نیز که هنوز بر ما معلوم نیست، مددکاران اسپندارمیت آن خدای ماده می بودند- آنها معاونان برومندی و محسنه زمین بودند». در بیان این فقره باید معلوم گردد که اسپاندرامیت آن خدای ماده بوده که در ایام قدیم در ایران نیز پرستیده میشد زیرا زرتشتیان او را روان زمین می انگاشتند و گمان می بردند که او جمیع محصولات نیکو را از زمین می رویاند- و اهل ارمنستان آمینابیغ را خدای تاکستانها میگفتند و هوروت و موروت را مددکاران روان زمین می نامیدند زیرا که آنها را ارواحی می پنداشتند که بر بادها مطلعند و بادها مجبور می سازند که ابرهای آورنده باران را فر اهم آورده و بر سر آن کوه بلند که آغری تاغ میگویند زده، بر زمین باراند&#8230; در کتب قدیمه اهل هنود نیز مرتها (ماروتها) اکثر اوقات مذکورند و هنود آنها را خدایان طوفانها و بادهای شدید می انگاشتند&#8230;&#8221;<br />
 بنابراین در تصویر دوم در بالای الهه سیمرغ وش بالای درخت، همان الههً بالدار پرودئیاد ساندرامت (&#8220;الههً نخستین زمین&#8221; و جهان رستنیها)، همسر هالدی (خدای بزرگ جنگ و خدای ماه اورارتویی)  یعنی بگ مشتوم (به زبان میتانی یعنی الهه بزرگ) مطابق با سپندارمذ (همان اسپندارمیت، ساندرامت ارامنه) الهه زمین و حاصلخیزی و جهان زیرین است. به نظر میرسد آروبانی (الهه زیبا، الهه ارمنی آستغیک= الهه زیبا با درفش ستاره کوچک) یعنی همسر خدای بزرگ اورارتو خالدی، خود همین الههً حاصلخیزی و هنر بوده است. لذا هاروت (ایزد حراست کننده منسوب به ایزد ماه) و ماروت (ایزد کشنده مربوط به ایزد باد و باران) نگهبان درخت جاودانگی الهه رستنیها و جهان زیرین، به ترتیب همان ایزد محافظ و جانبخش سگسان <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b2">آرالز</a>س (بیاض ایت، بیازید، بایزید) و  پیاتک (ایزد محافظ گریفون-عقاب شکل) است. اینکه مکان درخت هوم سفید وسط دریا تصور شده است؛ می تواند به سبب شبه جزیره بودن آسیای صغیرعاید شده باشد. گرچه در این باب نام نیای اساطیری ارامنه یعنی هایک (از ریشه هاو=پرنده، عقاب) که در اوستا به صورت سئن (سیمرغ، عقاب) قید گردیده قابل توجه است؛ اما مسلم می نماید &#8220;سین&#8221; (ماه به زبانهای سامی) نام سامی و سین یعنی عقاب (سیمرغ) به زبان ارمنی و اوستایی به هم رسیده یکی شده اند. از این میان اصالت با سین زبانهای سامی به معنی ماه است. در زبان هوریانی که زبان اورارتویی شاخه ای از آن است کلمه &#8220;هور&#8221; به معنی ماه است. بنابراین هوروت یا هاروت در اساس  به معنی محافظ سرزمین ایزد یا الهه ماه بوده که نامهای مختلف اورارتو نیز در رابطه با آن به معنی سرزمین ماه هستند. ظاهر تصویر اول و اساطیر ایرانی مربوط بدین درخت آن را آتشین و در رابطه با آتش نشان میدهند. لابد از اینجاست که در زبان کُردی نام آگری تاغ (آرارات) در رابطه با این درخت اساطیری و الهه و ایزد مربوطه، به معنی کوه آتشین است.                                                                                                   </p>
<p>SACRED TREE WITH ATTENDANTS. Extreme stylization of tree indicates that tradition was already ancient. (Urartian, detail of bronze helmet of King Sarduri II, 760-743 B.C. Hermitage Museum, Leningrad). (Urartu &#8211; Lost Kingdom of Van; by Troy R. Bishop)</p>
<p>SACRED TREE WITH ATTENDANTS ON LID FROM STEATITE JAR.<br />
(Urartian, 8th Century B.C. Armenian Historical Museum, Erevan).<br />
 (Urartu &#8211; Lost Kingdom of Van; by Troy R. Bishop)</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-787/%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان">نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-688/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba" title="سیمرغ">سیمرغ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-615/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%db%8c%d9%84%d9%88%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%81" title="بررسی نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران">بررسی نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-794/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-787/%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-787/%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 19:01:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جواد مفرد کهلان</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[آرالز]]></category>
		<category><![CDATA[آرامزد]]></category>
		<category><![CDATA[باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تسووینار]]></category>
		<category><![CDATA[تیر]]></category>
		<category><![CDATA[نانه]]></category>
		<category><![CDATA[واهاگن]]></category>
		<category><![CDATA[گیسانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=787</guid>
		<description><![CDATA[نکات تازهً و قابل بررسی درنام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان در بین اسامی خدایان قدیم ارامنه که بومی یا مأخوذ از ایرانیان و مردمان بین النهرین بوده اند، این اسامی نیاز به بررسی بیشتر دارند: آرامزد (آمانور، یعنی رهبر نیرومند)، تیر (واناتور، تیروتیر عیلامی-بابلی ایزد کتابت و وعظ)؛ گیسانه (الهه مادر پر گیس؛ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>نکات تازهً و قابل بررسی درنام و نشان خدایان ارامنه عهد <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">باستان</a></strong></p>
<p style="text-align: justify;">در بین اسامی خدایان قدیم ارامنه که بومی یا مأخوذ از ایرانیان و مردمان بین النهرین بوده اند، این اسامی نیاز به بررسی بیشتر دارند: آرامزد (آمانور، یعنی رهبر نیرومند)، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%aa%db%8c%d8%b1">تیر</a> (واناتور، تیروتیر عیلامی-بابلی ایزد کتابت و وعظ)؛ گیسانه (الهه مادر پر گیس؛ کیبلهً فریقی)، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%87">نانه</a> (نانایا، الهه بابلی)، تسووینار (الهه نیرومند آبها، اردوی سور اناهیت)، واهاگن (ویها-غنه، یعنی تیر انداز و موجد رعد و برق، ورثرغنه، بهرام)  و <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b2">آرالز</a> (سگ نجیب و سفید، بیاض ایت؛ ایزد خاص منطقهً بایزید که نقش اریکه  نشینش بر تخته سنگی در آنجا به همراه دو موبد آیینی اش نقر شده است). این باور رواج داشته که آرالز با لیسیدن زخم کشته شدگان ایشان را زنده میکند و شفا می بخشد. نام آرا-مزد بدین صورت خود در زبان اوستایی نه به معنی ایزد دانا بلکه به معنی بس رسا و بزرگ است. در عوض کاتب وی تیر (نویسنده و دبیر) یا همان وانا-تیر (دبیر دانا و برتر) معادل بسیار داناست. این ایزد اصل بابلی دارد و این ایزد در  آنجا نبو (شخص اعلام شده و نامی) نامیده میشده است. نبوی بابلی ایزدی محبوب و مورد استمداد در کتیبه های سلطنتی است. همین طور است تیروتیر در کتیبه شوتروک ناخونته دوم. تصور بر این بود که الواح سرنوشت  و سرنوشت نوع بشر بدو سپرده شده است. بعداً در حدود سالهای بعد از سقوط آشّور تحت عنوان عیلامی اش تیروتور در عیلام و تحت نام تیر در ایران و ارمنستان معروف گردیده است. وی به غیر از تشتر فرشتهً باران است. ولی در ایران این دو غالباً یکی انگاشته شده است. نانه یا نونه به وضوح همان نانایا الههً جذابیت جنسی بابلی است. چون وی نیز همانند نانایا  خواهر اوتو (خورشید، ایزد مهر) دختر ایزد بزرگ آسمان &#8220;آنو&#8221; (ارامزد) به شمار رفته است. وی در سرودهای مربوط به عشق مورد استمداد است. شباهتهایی با الههً زهره (ایشتار) و الههً ماه (نانّا) پیدا میکرده است. در یک سرود دو زبانه سومری-بابلی این الهه خود را چنین توصیف میکند: &#8220;دارای سینه های بزرگ در شهر دادمو و ریشی در بابل&#8221;. یعنی در نحوه پرستش و مراسم وی تفاوتهای بارزی در نزد مردمان بین النهرین وجود داشته است.<br />
دین ارمنیان ( لغت نامه دهخدا)<br />
دین قدیم : دین قدیم ارمنی مانند شئون دیگر تمدن آن از قبیل : زبان ، عادات و رسوم ، طرز حکومت ودیگر چیزها از تمدن ایران متأثر است و نفوذ ایران در آن کاملاً آشکار است . دین قدیم ارمنی را میتوان به دو دوره ٔ متمایز تقسیم کرد: ۱ &#8211; دوره ٔ قبل از نفوذ ایران و تمدن ایرانی . ۲ &#8211; دوره ای که تمدن ایران در آن نفوذ کرد.<br />
۱ &#8211; دوره ٔ اول را میتوان دوره ٔ طبیعی نامید یعنی دوره ای که قوا و موجودات طبیعی مورد پرستش مردم بوده اند. از آثاری که از این دوره در ایالت گارنی ۞ برجای مانده ، مجسمه هائی است بشکل ماهی ، از اژدهاهائی که در آن روزگاران مورد پرستش ارامنه بوده اند. همچنین بموجب روایات و سنن مذهبی جنگل ((سوسیاتس)) ۞ (واقع در ایالت ایروان ) را می پرستیدند و از جنبش و حرکت برگهای آن پیشگوئی میکردند و آنوشاوان ۞ ((انوشروان )) نامی پسر کاردس ۞ نگاهبان و متولی این جنگل بود. ۲ &#8211; دوره ٔ نفوذ ایران را میتوان دوره ٔ اساطیری مذهب قدیم ارمنی نامید. مذهب قدیم ارمنی در این دوره شبیه مزدیسناست . ولی چنانکه ینسن ۞ میگوید اگرچه در این دوره ٔ اساطیری ، خدایان دین ارمنی آرامازد ۞ ، آناهیت ۞ ، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%af%d9%86">واهاگن</a> ۞ ، تیر ۞ ، میهر ۞ ، و سپاندرمت ۞ همگی ایرانی اند و تعریف و توصیفی که برای هر یک از آنها میشود درست همان است که برای خدایان ایرانی آمده ، معهذا دین ارمنی در این دوره شکل مستقلی دارد:در دین قدیم ارمنی آرامازد خالق کل است و بهیچوجه خدائی مخالف او بنام اهریمن وجود ندارد و میتوان گفت در این قسمت هیچ تأثیری از دین مزدیسنا در بین نیست فقط در زبان ارمنی مارخارامانی ۞ یادآور معنی اهریمن میباشد. در دین قدیم ارمنی پیغمبری مانند زردشت و کتابی مانند اوستا وجود ندارد. ولی انتظار موعودی سوشیانس ۞ که مردم و گیتی را از بدیها نجات دهد در قصه ٔ آرتاوازد ۞ (داستانی غیرمذهبی ) باقی مانده است . از رستاخیز و تن پسین هم تأثیردر دین ارمنی در این دوره دیده نمیشود. برای آشنائی به عقاید ارمنی ها راجع به آخرت در کتاب جمهوریت ۞ تألیف افلاطون ۞ اطلاعات خوبی مندرج است . در آنجا حکایت یک ارمنی وجود دارد که در جنگی کشته میشود و پس از ده روز او را میبرند که بر خرمنی از آتش افکنده بسوزانند، در این حال او دوباره زنده میشود و آنچه را که در آخرت دیده بود برای مردم حکایت میکند و این کاملاًشبیه است به قصه ٔ ارتویراف مقدس که در پهلوی وجود دارد و نیز شبیه کمدی دیوین ۞ میباشد.<br />
خدایان و پرستش آنان :<br />
۱- در بین خدایان ارمنی اَرامازد ۞ خدای بزرگ و خالق کل است و شبیه است به اهورامزدا یا هرمزد ایران . صفاتی که برای او آورده میشود بدین قرار است : شجاع ، بزرگ ، پدر همه ٔ خدایان ، آفریننده ٔ آسمان و زمین و بخشنده ٔ فراوانی و حاصلخیزی . اگرچه خدای میهر ۞ پسر اوست و الهه های آناهیت ۞ و نانه ۞ دخترهای او هستند ولی همگی این فرزندان بدون مادر از آرامازد متولد شده اند. بنابراین آرامازد کاملاًخدای بزرگ ایران ، اهورامزدا را به یاد می آورد. گلتزر ۞ عقیده دارد که خدای بزرگ واناتور ۞ بوده و آرامازدخدای اجنبی است لکن کم کم واناتور فراموش شده و آرامازد جای آنرا گرفته است . واناتور لغتی ارمنی و از دوکلمه مرکب است : وان ۞ = جا، و تور ۞ = دهنده به معنی جای دهنده و پذیرائی کننده و مهمان دوست و مطابق است باکزنی اُس ۞ یونانی . آرامازد را خدای نوروز نیز می نامیدند زیرا وقت پرستش او به نوروز می افتاد و نوروز را بزبان ارمنی ناواسارد ۞ میگویند.<br />
۲- آناهیت ۞ نزد ارمنی های قدیم فوق العاده اهمیت داشت و مورد پرستش آنان بود و مسلم است که پرستش آناهیت در دین قدیم ارمنی از دین زردشتی آمده ، اگرچه ایرانیها بت نداشتند و بت پرست نبودند، ولی بقول هرودت : اردشیر باحافظه [ یادگیر ] ۞ (۳۱۶ &#8211; ۴۰۴ ق . م .) امر کرد که ایرانیها برای آناهیت مجسمه ای برپا کرده آنرا پرستش کنند. آناهیت در برابر ارتمیس ۞ اساطیر یونانی است که الهه ٔ عفاف و پاکدامنی میباشد و این ادعا از کلمات تیردات ۞ پادشاه ارمنستان بخوبی ثابت میشود: ((بانوی بزرگ آناهیت که فر ملت ماست و رزاقی که مادر همه گونه خرد و هوش است و دختر آرامازد بزرگ و دلیر است ۞ )).<br />
معابد مهم آناهیت در شهرهای یریتسا ۞ و آرماویر ۞ و آرتاشات ۞ و آشتی شات بوده است . یکی دیگر از معابد آناهیت معبد سنگ داربنوتس ۞ در ایالت آنزواتسیاتس ۞ بوده است . بعضی ها آناهیت را با آفرُدیت ۞ الهه ٔ شهوت مطابق میدانند. این تطبیق هم درست است زیرا بقول سترابُن ۞ نابکاری و بی عفتی و فحشاء هم در معابد آناهیت وجود داشت . مهمترین و بزرگترین معبد آناهیت که بنابه گفته ٔ سی سِرُ ۞ محبوبترین و ثروتمندترین آنها بود، معبد یریتسا بود. وقتی که لوکولوس ۞ به ارمنستان حمله کرد، مردم بیم داشتند که این معبدو اموال بیشمار آن به تاراج رومیها رود لکن در زمان آنتونیوس ۞ معبد به تاراج سپاهیان رومی رفت و سربازان مجسمه ٔ زرین آناهیت را درهم شکستند و قطعات آنرا میان خود تقسیم کردند. بعدها در ارمنستان بجای مجسمه ٔ ازبین رفته ٔ آناهیت مجسمه ٔدیگری از زر درست کردند که تا زمان گریگور ۞ مقدس اولین خلیفه ٔ بزرگ ارمنی وجود داشت . مجسمه ٔ آناهیت در آشتی شات نیز از زر بود و بهمین جهت آن را وسک میر ۞ یعنی ((مادر زرین )) می نامیدند. آناهیت متمولترین خدایان بود و تمام ایالت یکغیاتس ۞ بنام این الهه ، آناتا ۞ نامیده میشد. گله های بزرگ گاو که مخصوص قربانی آناهیت بودند، همه جا با نشان آناهیت می گشتند و از دیگر گله ها ممتاز و مشخص بودند. در اولین ماه سال نو یعنی ماه ناواسارد (فروردین ) جشنهای بزرگ برپا میکردند. زوار از هر نقطه به معابد روی می آوردند و حاجت میخواستند. در ۱۸۸۴ م . در آسیای صغیر سر یکی از مجسمه های خدایان پیدا شد که سامویل رایناک ۞ آنرا شاهکار بی نظیر می داند و اکنون در بریتیش موزیوم است . بعضی آنرا مجسمه ٔ آناهیت و پاره ای دیگرمجسمه ٔ آستغیک ۞ می دانند.<br />
۳- مهر ۞ : درباره ٔ خداوند مهر اطلاعات ما اندک است و اگرچه آگاسانگلس ۞ میگوید که در باگایاریچ ۞ معبدی بنام او بوده است ولی درباره ٔ اینکه چگونه و به چه کیفیت او را می پرستیده اند هیچ نوع اطلاعی در دست نیست . لغات بسیاری از کلمه ٔ مهر مشتق شده است مانند مهیان ۞ = بتکده ، معبد. مه کان ۞ که نخست معنی ماه ۞ و سپس نام مخصوص ماه هفتم سال شده است . اسامی خاص : مهران ۞ ، مهروژان ۞ ، مهرداد ۞ ، مهنداک ۞ ، مهر ۞ که همگی از مهر مشتق شده اند دلیل بر اینند که مهر در میان مردم خیلی محبوب بوده است . مهر از لغات ایرانی و معنی آن آفتاب است (میثرا، ۞ میترا ۞ ، مهر ۞ ). گزنفون ۞ مینویسد:ارامنه اسبها را به مهر می بخشیدند و قربانی میکردندبقول ستراب ُ ۞ در موقع جشن مهرگان از ارمنستان ۰۰۰،۲۰ اسب برای دربار ایران بعنوان خراج و پیشکش فرستاده میشد. مورخین ارمنی ، یغیشه ۞ و موسی خورنی ۞ حکایت میکنند که ایرانی ها (چنانکه ارمنی ها را نیز این عادت بود) بنام مهر سوگند یاد میکردند، زیرا او حامی و مدافع عهد و پیمان بود. در پهلوی لغتی هست میثرادروج ۞ که پیمان شکن معنی آن است . مهر در مذهب زرتشتی سوشیانس یعنی نجات دهنده شمرده شده است و مأمور است که رستاخیز کند اگرچه ، چنانکه پیش گذشت فرزندان آرامازد همگی بدون مادر از او متولد شده اند، ولی بروایت پاره ای از مورخین ارمنی ، مهر را مادری از افراد نوع بشر بوده است . مهر یزته ۞ (ایزد) وهمکار امشاسپندان بود و در ردیف آنان شمرده میشد.<br />
امشاسپندان بقرار زیر بوده اند: ۱- اهورامزدا (هرمزد). ۞ ۲- بهمن . ۞ ۳- اردیبهشت . ۞ ۴- شهریور. ۞ ۵- اسفند. ۞ ۶- خرداد. ۞ ۷- امرداد. ۞ دو تن از امشاسپندان که هرمزد و سپاندارمذ باشند، خدایان ارمنی شده اند. ایزدان ۞ که فرشتگان بودند، سه تن از آنان نیزخدایان ارمنی شمرده شده اند: مهر، آناهیت ، تیر. مهرپرستی تنها عقیده ٔ ایرانی است که مدتها در مغرب رواج داشت و رقیب بزرگ دین عیسی بود، لکن در قرن چهارم میلادی از اهمیت و پرستش آن کاسته شد.</p>
<p style="text-align: justify;">۴- تیر ۞ : این خدا، خوابگزار، حامی ادبیات و صنایع بود و قلم آرمازد نامیده میشد. تیر لغتی ایرانی و بدین معنی برابر است با آپُل ُ ۞ یونانی که همواره با تیر و کمان پدیدار میشد. نیز او را با هِرمس ۞ یونانی که خوابگزار بود تطبیق کرده اند. معبد تیر در یرازاموین ۞ بود و آرتاشس دوم مجسمه ٔ اورا از ((آرماویر)) بدانجا برده بود. قشون تیردات ۞ که دین عیسوی پذیرفته بود، بفرمان وی از پایتخت واغارشاپات ۞ بدان معبد روی آورده ، آنرا ویران کرده بسوختند و دیوها ((مغها)) از آنجا فرار کرده به معبد آناهیت آمدند. (آگاثانگلس ). ۞ یکی از نامهای ارمنی بنام تیر ۞ نامیده شده است چنانکه مِه کان ۞ بنام مهر بود. و نیز از نام تیر اسامی خاصی مشتق شده اند مانند ترینکاتار ۞ ، تیروتس ۞ ، تیران ۞ ، تیرداد ۞ و غیره .<br />
۵- آستغیک ۞ : دومین الهه است . معبد او در شهر آشتیشات ۞ واقعدر ایالت تارُن ۞ بوده که آنجا را ((حجله ٔ آستغیک )) می نامیدند زیرا آستغیک زن یا معشوقه ٔ واهاگن بود. آستغیک با آفرُدیت ۞ تطبیق میشود، زیرا بفسق معروف بود.معابد آستغیک در جاهای دیگر نیز بوده است ، از جمله بر فراز کوه پاغات در ایالت آنج واتسیاتس ۞ و نیز در کنار دریاچه ٔ وان . احتمال میرود که آستغیک از لغات سامی اقتباس شده باشد، چنانکه هوفمان ۞ نام او را ((ستاره ٔ کوچک )) ترجمه ٔ کوکب ۞ سریانی می داند. گل محبوب آستغیک ((ورد)) (گل سرخ ) و پرنده ٔ محبوب او ((کبوتر)) بود. از نام آستغیک اسامی خاص نیز مشتق شده اند.<br />
۶- واهاگن ۞ : واهاگن به خدای اژدهاکش معروف بود، زیرا او مارهائی را که سبب یا نماینده ٔ تاریکی بودند میکشت . در سنن قدیم ارمنی ، سرود باشکوهی درباره ٔ چگونگی متولد شدن واهاگن ضبط شده است : ((آسمان از درد وضع حمل رنج میکشید، زمین و دریای ارغوان نیز همچنین بودند. نی سرخ را نیز در دریا زادن گرفته بود. از ساقه های نی دود بر آسمان میرفت . در میان شعله ها جوانی می دوید. او ریشی آتشین داشت و چشمهایش یک جفت خورشید بودند. این جوان واهاگن بود.)) هنگامی که گریگور ۞ خلیفه ٔ بزرگ ارمنی از قیصریه مراجعت میکرد، شنید که معبد واهه واهیان ۞ (که خود از سه معبد تشکیل میشد) هنوز برجای است و ویران نشده است .پس فرمان داد تا با کلند بناهای معابد را ویران سازند. این بار دیوها (مغها) پایداری کرده و همگی تلف شدند. از معابد دیگر واهاگن یکی در مشرق کوه واراگ ۞ و دیگری در آغ باک ۞ صغیر بود (ایالت جنوب وان ). از پهلوانیها و شجاعت های واهاگن ، یکی دزدیدن کاههای بارشام ۞ بوده (این کاهها بعداً در آسمان پراکنده شده کهکشان را تشکیل دادند). و دیگرغلبه بر مارهای گمراه کننده . واهاگن شکارچی و خود نیز خداوند شکار بود. این خدا در ایران برابر وِرِتراغنا ۞ است که صفات او را برای بهرام گور آورده اند. همین صفات در گرجستان برای واکستانگ گُرگاسلان ۞ پهلوان افسانه ای آورده شده است . واهاگن ، چنانکه نزد زردشتیها، در میان ارامنه نیز نام بیست وهفتم هر ماه بود، همانطوری که آستغیک نام هفتم ، مهر نام هشتم ، آرامازد نام پانزدهم و آناهیت نام نوزدهم هر ماه بود.<br />
۷- نانه ۞ : نانه نیز الهه و دختر آرمازد بود و با آتنا ۞ یونانی تطبیق شده است . بنابر روایات ارمنی ، مجسمه ٔ او را آرتاکسیاس ۞ از یونان آورده وتیگران ۞ برای او در قصبه ٔتیل معبدی برپا کرده بود. گریگور مقدس معبد او را ویران ساخت و اموال و ذخایر او را به کلیسا بخشید.<br />
۸- بارشامین ۞ : مجسمه ٔ این خداوند را تیگران از بین النهرین آورده بود و برای او در قصبه ٔ ثُردان ۞ در ایالت دارناغیاتس ۞ معبدی برپا کرده ، وی را پرستش میکردند. مجسمه ٔ او از عاج و بلور و نقره ساخته شده بود و بهمین مناسبت او را ((سفیدفر)) می نامیدند. در داستانهای ارمنی است که واهاگن کاههای بارشام را می دزدد و آرام ۞ پادشاه افسانه ای ارمنی او را مغلوب میکند.<br />
۹- <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%da%af%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87">گیسانه</a> ۞ و دِمِتر ۞ : اینان دوتن شاهزاده ٔ مشکوک هندی بودند که به ارمنستان پناه آورده و در تارون ۞ دو مجسمه و معبد برای خود برپا کرده بودند. عیسویان معبد گیسانه را ((در دوزخ )) و یا ساندارامت ۞ می نامیدند که از ((دیوها)) پر بود. مجسمه ٔ گیسانه ۱۲ ذراع و ازآن دمتر ۵ ذراع بود.<br />
۱۰- ساندرامت ۞ (آرامای تی ۞ سپنتا ۞ ، سپاندارمات ۞ ) ساندرامت یکی از هفت امشاسپندان دین ایران و دختر اهورامزدا و نمونه ٔ زنی با عفت و عصمت و خدای زمین بود. این خدا با دیونیس ۞ یونانی مطابقت دارد و در اساطیر ارمنی خدای مذکر است . غیر از این خدایان ، از پهلوانان داستانها حکایتی است که معروفترین آنها داستان آرتاوازد ۞ میباشد. آرتاوازد پسر آرتاشس ۞ دوم بود و مطابقت میکند با آشاوارد ۞ جاویدانی اوستا که باید بهمراهی سوشیانس برخیزد و در دنیا آئین خوب برپا کند. آرتاوازد در اساطیر ارامنه کار سوشیانس را بخود گرفته است . دیگر از قهرمانان افسانه ای هایک ۞ میباشد که مؤسس افسانه ٔ ملت ارمنی بوده است . (دین قدیم ارمنیان بقلم آبراهامیان در یادنامه ٔ پورداود ج ۱ صص ۱۰۰ &#8211; ۱۰۹).</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-794/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="درخت اساطیری هوم سفید ارمنستان و ایران">درخت اساطیری هوم سفید ارمنستان و ایران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-616/%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان">پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-518/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%be" title="فرهنگ اساطیر یونان باستان : پ">فرهنگ اساطیر یونان باستان : پ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-515/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%8a-%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-512/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8" title="فرهنگ اساطیر یونان باستان : ب">فرهنگ اساطیر یونان باستان : ب</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-508/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2" title="فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ">فرهنگ اساطیر یونان باستان : آ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-506/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af-2" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی2">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی2</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-502/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-497/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%8a%d8%a7%d8%aa-1" title="اسطوره در الهيات 1">اسطوره در الهيات 1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-487/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7" title="پایان جهان در اساطير بوميان آمريكا">پایان جهان در اساطير بوميان آمريكا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-478/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%82%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2" title="پایان جهان در اساطیر قوم های باستانی از مهدي رضایی">پایان جهان در اساطیر قوم های باستانی از مهدي رضایی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-475/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%8a-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%aa%d8%ad" title="نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-472/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c" title="الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان">الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-469/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="الهه هاي ايران باستان">الهه هاي ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-433/%d9%85%d8%b1%d9%84%d9%8a%d9%86%d8%9b%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%8a%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a%d8%aa%d8%9f" title="مرلين؛افسانه يا واقعيت؟">مرلين؛افسانه يا واقعيت؟</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-787/%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بابا (بی بی) الهه باستانی ایران</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-785/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-785/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 03:49:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جواد مفرد کهلان</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اسطوره]]></category>
		<category><![CDATA[اسطوره های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[الهه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[بابا]]></category>
		<category><![CDATA[باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی]]></category>
		<category><![CDATA[درفش]]></category>
		<category><![CDATA[درفش دینی]]></category>
		<category><![CDATA[شهداد]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=785</guid>
		<description><![CDATA[الهه ای که در نقش شهداد در کنار سه تن دخترانش بر روی صندلی نشسته است همانا بابا و یا همان بائو سومری است که در روایات محلی به صورت بی بی و بی بی شهربانو بر روی اماکن زیارتگاهی کهن باقی مانده است . در اساطیر سومری بابا حامی باروری افراد و جانوران و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_788" class="wp-caption  alignright" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><a href="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/b350af13ef5ef4d9b822be659f92f0c6.jpg"><img class="size-full wp-image-788" src="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/b350af13ef5ef4d9b822be659f92f0c6.jpg" alt="بابا (بی بی) الهه ایران" width="300" height="210" title="بابا (بی بی) الهه باستانی ایران  | عکس و تصاویر |اساطیر و افسانه های تاریخ باستان / www.Tarikhema.ir" /></a></dt>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;">الهه ای که در نقش شهداد در کنار سه تن دخترانش بر روی صندلی نشسته است همانا <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7">بابا</a> و یا همان بائو  سومری است که در روایات محلی به صورت بی بی و بی بی شهربانو بر روی اماکن زیارتگاهی کهن باقی مانده است . <span id="more-785"></span>در اساطیر سومری بابا حامی باروری افراد و جانوران و خود &#8220;بانوی فراوانی&#8221; است. در جشن سال نو ، مردم شهر لاگاش سومر ازدواج مقدس بین او و نین گیرسو( ایزد شیر- اژدهاوش و درخشان کورهً آتشین) را جشن میگرفتند که این تقریباً با جشن اسفندگان مربوط الهه سپنت آرمئیتی در اسفندماه مقارن میگردد. نام بابا را می توان پاک و خموش و آرام معنی نمود. در این صورت به الهه مادر سپنت آرمئیتی اوستا میرسیم. این نام را به صورت بائو در زبان سومری به معنی بافنده تار و پود و دارای آوای وحش معنی کرده اند که بیراهه می نماید. ولی بابای مفروض نقش <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%af%d8%b1%d9%81%d8%b4">درفش</a> فلزی شهداد سه تا دختر یا ندیمه همراه خود دارد. در روایات بابلی تعداد دختران وی به عدد هفت میرسد. بابا را نظیر همسرش نین گیش زیدا (ماروتاش کاسی، هاروت- ماروت) دو شیر نر همراهی میکنند و در کنار صندلی نشستنگاه وی دو نخل تصویر شده است. مردم آراتتا (ناحیه جیرفت) در سمت شهداد سوای اینان از پرستندگان ایزد رعد و زراعت ایشکور (هودهای کاسیان، بهرام؛ غالباً با سمبل ورزاو که در میان تصاویر درفش شهداد میان دو شیر محافظ <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87">الهه</a> ایستاده) و ایزد بافندگی انساگ (ایزد خاص جزیره دیلمون= کیش) بوده است. چنانکه قید شد واژهً سومری بائو را هم به معنی بافنده با تار و پود (گلیم و قالی) گرفته اند. در این صورت وی نه با الهه بابا (سپنت آرمئیتی) بلکه با ایزد بافندگی انساگ همخوانی دارد.<br />
در مقالهً معرفی کاشی لاجوردی با نقش عقاب دورهً هخامنشی این مطلب جالبی در باب درفش فلزی مکشوفه از شهداد ذکر شده است که برای آشنایی  با معنی و محتوی تصاویر آن به عینه نقل میگردد:&#8221;در حفاری های سال ۱۳۵۰ خبیص (شهداد) که به ریاست آقای مهندس علی حاکمی انجام گرفت هیئت کاوش موفق به کشف یک درفش فلزی از هزاره سوم پیش از میلاد گردید. عکس رنگی این درفش در کتابی با نام «راهنمای نمایشگاه دشت لوت، خبیص (شهداد)» که به مناسبت جشن فرهنگ و هنر در اولین مجمع سالانه کاوشهای باستان شناسی در <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86">ایران</a> منتشر شده دیده می شود و آقای مهندس حاکمی راجع به این درفش چنین توضیح داده است:«شیئی ارزنده دیگری که در کاوش سال ۱۳۵۰ بدست آمد، درفش فلزی منحصر بفردیست که از یک صفحه مربع فلزی به ابعاد ۲۳*۲۳ سانتیمتر و میله ای بطول ۱۹/۱ متر تشکیل می گردد بالای پایه یا میله درفش به مجسمه عقاب بال گسترده ای در حال فرود ختم می شود.<br />
روی درفش مزبور مجلسی نموده شده که الهه ای را نشسته بر روی صندلی نشان می دهد در مقابل الهه مزبور تصویر سه زن به اندازه های مختلف نشسته بر زمین و در پشت الهه شکل زن ایستاده ای نقش شده است. در سمت راست صفحه در زیر نقوش سه زن باغ مستطیلی شکل شطرنجی جلب نظر میک ند که در آن دو درخت خرما روئیده است. در سمت چپ صفحه زیر پای زن ایستاده درخت خرمای دیگری خودنمائی می کند در زیر کلیه نقوش بالا یک ردیف نقش حیوان شامل دو شیر خوابیده و یک گاو با شاخهای بلند در خال حرکت کنده کاری شده است. نقش شیرها در طرفین گاو مقابل یکدیگر قرار دارند قسمت بالا و پائین نقوش صفحه مربع با دو ردیف نقش پیچ ارهم که نشانه جریان آب است محدود میشود در قسمت بالای صفحه در حد فاصل بین الهه و زنان نشسته سمبل خورشید به صورت نقش کلی چند پر کنده کاری شده است این صفحه با قاب فلزی نسبتاً ضخیمی محصور شده که بوسیله دو قلاب متحرک به میله وصل می گردید. بطورکلی مجلس مزبور افسانه مذهبی الهه ای را نشان می دهد که عده ای برای طلب نیاز به او توسل می جویند مناظر باغ و درخت خرما و جوی آب و تصاویر گاو و شیر نشانه ای از آئین و عقاید مذهبی آن زمانست که جایگاه معنوی الهه و طرز دستگیری او را مجسم می سازد. این درفش باحتمال قوی متعلق به معبد الهه ایست که هنوز بنام آن آشنائی نداریم. معمولاً آنرا هنگام مراسم مذهبی بکار می برند با اینکه به عنوان هدیه به معبد خدای مزبور تقدیم می داشتند با وجودیکه نظرات فوق تا حدی امکان استفاده آنرا روشن می سازد ولی بازهم به مطالعه بیشتری احتیاج دارد.<br />
اهمیت این درفش بیشتر از لحاظ قدمت، شکل و ساخت آنست ضمناً از لحاظ باستانشناسی شیی منحصر بفردیست که اولین بار در یکی از مناطق قبل از تاریخی ایران کشف شده است.» طرح دو نمونه زنده دیگر از درفش های معروف <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">ایران باستان</a> در اینجا ارائه داده می شود، یکی از این طرح ها درفش کاویانی و دیگری درفش شاهنشاهی ایران را نشان می دهد. این طرح ها را قبلاً سرکار سرگرد مراد اورنگ در کتاب «فروهر یا شاهین» چاپ کرده است که ما از آنها برداشته ایم.  (منبع : ichodoc.ir/ غلامرضا معصومی)&#8221;</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-563/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b6%d8%ad%d8%a7%da%a9" title="افسانه ضحاک">افسانه ضحاک</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-552/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7" title="اسطوره آناهیتا">اسطوره آناهیتا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-475/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%8a-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%aa%d8%ad" title="نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگرشي جامعه شناختي بر اساطير و نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7" title="اساطیر و افسانه های باستانی">اساطیر و افسانه های باستانی</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-565/%d8%b2%d8%a6%d9%88%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="زئوسِ ایران باستان">زئوسِ ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-800/%d9%82%d9%82%d9%86%d9%88%d8%b3" title="ققنوس">ققنوس</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-670/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b3%d9%be" title="اسطوره تاریخی کتایون و گشتاسپ">اسطوره تاریخی کتایون و گشتاسپ</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-610/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86" title="مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران">مروري بر تاريخ اسطوره‌اي ايران</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-557/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86" title="اسطوره زروان">اسطوره زروان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-515/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%8a-%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان">نگاهي تحليلي بر اسطوره ي آفرينش در ايران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-502/%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%8c%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a4%d9%8a%d8%a7%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af" title="(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1">(دين،اسطوره،هنر مدرن و رؤيا)گفت وگو با دکتر میرجلال الدین کزازی1</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-482/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%83%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%89" title="پایان جهان در اساطير اسكانديناوى">پایان جهان در اساطير اسكانديناوى</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-472/%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%db%8c-%d8%a2%d8%a8%d8%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c" title="الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان">الهه ی آب، آناهیتا استوره و نماد زنانگی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-153/%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa%d8%a7" title="آناهیتا">آناهیتا</a></li><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-616/%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86" title="پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان">پيوند اسطوره اي و حماسي بانوان در باستان</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-785/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مدوسا</title>
		<link>http://myth.tarikhema.ir/article-765/%d9%85%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%a7</link>
		<comments>http://myth.tarikhema.ir/article-765/%d9%85%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%a7#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Aug 2010 06:33:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد منوچهری کوشا</dc:creator>
				<category><![CDATA[اساطیر]]></category>
		<category><![CDATA[اساطیر یونان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[كريسائور]]></category>
		<category><![CDATA[مدوزا]]></category>
		<category><![CDATA[مدوسا]]></category>
		<category><![CDATA[پرسئوس]]></category>
		<category><![CDATA[پگاسوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://myth.tarikhema.ir/?p=765</guid>
		<description><![CDATA[مدوسا (به یونانی: Μέδουσα، به انگلیسی: Medusa) به معنی فرمانروا، یکی از گورگون‌ها، و تنها فناپذیر در بین آن‌ها، او می‌توانست هر کس که به چشمانش نگاه می‌کرد را تبدیل به سنگ کند. مدوسا در ابتدا دوشیزه‌ای بسیار زیبا بوده است اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا می‌کند، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%85%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%a7">مدوسا</a></strong> (به یونانی: <em>Μέδουσα، به انگلیسی: Medusa</em>) به معنی فرمانروا، یکی از گورگون‌ها، و تنها فناپذیر در بین آن‌ها، او می‌توانست هر کس که به چشمانش نگاه می‌کرد را تبدیل به سنگ کند. مدوسا در ابتدا دوشیزه‌ای بسیار زیبا بوده است اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا می‌کند، موجب خشم این الهه می‌شود و آتنه، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگن در می‌آورد، آتنا موهای او را تبدیل به مار می‌کند. از آنجایی که مدوسا در اصل انسان بوده است و فناپذیر در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%a6%d9%88%d8%b3">پرسئوس</a> (Perseus) کشته می‌شود.</p>
<div id="attachment_769" class="wp-caption alignnone" style="width: 360px"><a href="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/350px-Rubens_Medusa.jpeg"><img class="size-full wp-image-769" title="350px-Rubens_Medusa" src="http://myth.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/08/350px-Rubens_Medusa.jpeg" alt="سر بریده‌شده‌ی مدوزا" width="350" height="174" /></a><p class="wp-caption-text">سر بریده‌شده‌ی مدوزا</p></div>
<p>پرسئوس که تحت حمایت آتنا و به کمک  هرمس به نبرد با مدوسا رفته بود، موفق می‌شود با هوشمندی سر او را از بدن جدا کند و آن را به آتنا دهد که او هم آن را بر زرهٔ روی سینه خود قرار داد. گفته می‌شود که در این زمان، دو تا از موجودات افسانه‌ای، <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%be%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%b3">پگاسوس</a> اسب بالدار و <a href="http://myth.tarikhema.ir/article-tag/%d9%83%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d8%a7%d8%a6%d9%88%d8%b1">کریسائور</a> (Chrysaor) که فرزند مدوسا و پوزئیدون بوده‌اند، از بدن مدوسا خارج شده‌اند.</p>
<p>منبع: دانش‌نامه‌ی علمی-تخیلی و فانتزی</p>
<h2  class="related_post_title">همچنین بخوانید :</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://myth.tarikhema.ir/article-252/%da%af%d9%88%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7" title="گورگون ها">گورگون ها</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://myth.tarikhema.ir/article-765/%d9%85%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%a7/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
